خرید بک لینک
دلتنگی یه حس خوبه که هر وصله ای بهش میچسبه جز هوس.از این که بگذریم، شاید عطر وابستگی ازش به مشام برسه.ولی وابستگی، یعنی عدم توانایی برای ترک کردن.ترک کردن و بی عاطفگی هنر نیست ولی متاسفانه انجامش راحته.دلتنگی یه نفر برای تو، یعنی یک لحظه بیشتر از لحظات قبل، توی فکرش پُررنگ شدی و اون آدم فقط توی اون لحظه اِبرازش کرده.زندگی خیلی کوتاهه، با نگرانی بیهوده، خودتو تغییر نده. نه برای خودت نه برای دیگران.از دلتنگی کسی نسبت به خودت نگران نباش. بجاش خوشحال باش که میتونی گاهی در طول روز موردی برای دلتنگی یه نفر یا چند نفر دیگه باشی. شنبه 12 تیر 13952:17 بعدازظهر

برچسب: نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:23

فردا تمام میشود.همه چیز را تمام می کنم.درد کشیدن کافیست. بلاتکلیفی بس است.ما فرصت کمی داریم. وقتی برای خون دل خوردن نیست.باید از زندگی لذت برد.باید پادشاه زندگی خود باشیم.باید دستور، دستور ما باشد. هر آنچه می خواهی را طلب کن.تو دنیای خود را داری. پس آن را بساز، بدون توجه به افکار و خواسته های دیگران.اجازه نده دیگری روز و شب هایت را رنگ کند. حتی می توانی بخاطر خودت، روحت و ترحم های بیجایش را قربانی کنی.به هیچ کس اهمیت نده.هر چه می خواهد رخ دهد، مهم نیست.مهم تویی. تو...پس تمامش کن. جمعه اول امرداد 13952:27 بامداد

برچسب: مهم تویی,مهم تویی سلمان تقدیسی,مهم تویی نرنجی, نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:23

گاهی دلم تنگ می شود.برای چه؟ برای که؟ برای کجا؟نمی دانم... خوشحال که می شومدلتنگ که می شومهیجان زده که می شومخشمگین که می شومسرگردان که می شومبه معبد می روم.معبد بزرگ موسیقی؛ امروزولیدلتنگم... جامه ی نیایش میپوشم و با پای برهنه بر پیشگاه خدای معبد -الهه ی ارواح بیدار- گام می نهم.مطابق آیین، چشم هایم را می بندم و با گام های بلند، به سوی محراب، روان می شوم.طنین نُت های هنرمندانه ی خدای بزرگ معبد، جانم را می پالاید.به وجد می آیم!و دیگر پیمودن ادامه ی مسیر به اراده ی من نیست.چه احساس غریبی! روح الهه ی این نیایشگاه را درک می کنم که رفته رفته با تمام جلال و

برچسب: نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:23

گاهی دلم خیلی میگیره

خیلی

الان هم از اون گاهی هاست.

ولی امید دارم

هنوز هم امید دارم.

خدایا

اگر

صدامو میشنوی

بذار امیدم جون بگیره.

نذار نا امیدی رو باور کنم.

برچسب: امید,امید دانا,امید کوکبی,امید علومی,امید جهان,امید حاجیلی,امید زندگانی,امید معماریان,امید ابراهیمی, نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:23

دیشب سنگینی بغض یک نفر گلوی مرا با تمام نیرویی که در عضلات غمناکش بود، فشرد

دیشب اشک های یک نفر، سر تا پای قلبم را خیس کرد.

دیشب صدای حسرت بار یک نفر، ناله های ضعیف و پر از اندوهش، پیرم کرد.

واااااای چقدر بد بود...

دیشب، شکستم.

کاش میشد زمان را به عقب برگرداند.

اما نه... شاید باید این روزها و شبها می آمدند و می رفتند.

شاید حکمتی بوده

اما حتی اگر حکمت هم بوده، من طاقتش را ندارم.

دلم تنگ است...

برچسب: دلم تنگ است,دلم تنگ است خدایا,دلم تنگ است دلم میسوزد از,دلم تنگ است این شبها,دلم تنگ است شعر,دلم تنگ است برایت,دلم تنگ است برای کودکی,دلم تنگ است از این دنیا,دلم تنگ است و,دلم تنگ است برای, نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:22

صفحه بندی